مرا آیا دگر هرگز امید رستگاری نیست صدا نالنده پاسخ داد ... آری نیست

مرا آیا دگر هرگز امید رستگاری نیست

صدا نالنده پاسخ داد ... آری نیست(1)

کامبیز مشتاق گوهری در بخش پایانی یادداشت­های خود با عنوان سفر با کوله پشتی از پاریس تا تهران که در شماره 8 همشهری معماری به چاپ رسیده، نگاهی دارد به وضعیت معماری و آموزش آن را در کشور با اشاره به بنای پایانه اتوبوس­های تبریز که بخشی از آن را در ادامه می­خوانیم؛

"... گاه سفر بود، عموزادگان محبت کردند و به مشایعت تا پای ماشین آمدند به پایانه اتوبوس­های تبریز که به زشتی حتی فریادش در آن تاریکی شب پژواکی نداشت، مجموعه­ای از چندین سالن بتنی پیش ساخته که سر هم کرده باشندشان به کج­سلیقگی، نمی­دانم غیرت ما چه شده که گریبان این معماران و مهندسین را نمی­گیریم که آخر اینها چیست که سر پناه ما کرده­اید، چه اوفتاده شما را که انگار مویی از معماران نامدار ایرانی بر تن­تان نیست، مگر نمی­بینید که در دیگر کشورها چه می­گذرد از تلاش معماران و مهندسان در برآوردن حاجت مردمان به بناهای زیبا، کارا و سودمند، حتی در این کشورهای همسایه از ترکیه بگیر تا امارات و قطر و پاکستان.

چرا سرمایه خانواده­ها و ثروت کشور در توده­ای از گرانیت و آهن و آجر و بتن به هدر می­رود، واقعا اگر بخواهیم در هر یک از شهرهای معاصرمان بنایی در خور را گواه کاردانی معمار ایرانی بگیریم آیا نه این است که از آثار قرون ماضی مثال می­آوریم، حال آنکه حجم ساخت و ساز از نیمه قرن اخیر بدین سوی در تاریخ ایران بی­سابقه بوده است. ناکارایی مدارس معماری ما در تربیت معمارانی که هم به تکنیک و دانش روز آگاه باشند و هم اقلیم و تاریخ ایران را بشناسند و هم رموز معماری ایرانی را بدانند ما را به جایی رسانده که در پایان کار، متقاضی تفاوتی چندان میان کار معماری درس خوانده و معماری تجربی نمی­بیند جز آداب و رفتاری متمایز و گاهی غریب و نامفهوم که این یکی خود می­شود دلیل دیگری برای کناره جستن از معمار درس خوانده که لابد ادعایش زیاد است و کارش همان است که معماری تجربی، بی­ادعا و متواضعانه می­کند، تازه این یکی به بازار هم مسلط است و نبض مشتری در دستش است. برای گذر از این سرگشتگی معماری که کابوس شهرهای ما شده است باید کمربندها را سفت بست، معمارهای درس خوانده را می­گویم، تا مردم نتوانند تفاوت قابل لمس  قابل فهم بنایی با ساخت معمارانه را به روشنی دریابند نمی­توان به بهبود این شرایط ناگوار امید بست و این نمی­شود مگر انکه نخست در آموزش معماری مدارس معماری بازنگری اساسی شود..

ـــــــ

شعر از اخوان؛ برگرفته از متن گفت­وگوی همشهری معماری با حمید ضیائیان در شماره 8 این مجله 

/ 2 نظر / 25 بازدید
سالار

با سلام با زشت بودن ترمینال تبریز و بازنگری در نظام آموزشی موافقم... اما امیدوار نیستم... آری نیست...