نو و کهنه در معماری امروز 3

Architecture: New & Old

 

این فكر باطلی است كه فكر كنیم خلاقیت جوشان از تخیل بدون نفوذ گذشته می­تواند وجود داشته باشد؛ آینده هم نمی­تواند آنچه را در این 50 سال تسلط معماری مدرن یا پست مدرن حادث شده كنار بگذارد. معماری حرفه­ای است كه با ذهن بالغ و نقاد فرا گرفته می­شود. در تغییر به روی آن باز است. تداوم و نوآوری هر دو در آن ممكن است و اگر یكی نباشد آن دیگری معنای خود را از دست می­دهد. با تداوم معماری است كه معماری چین را از معماری اروپا تمیز می­دهیم و با نوآوری است كه معماری یك دوره را از دوره­های دیگر قابل تشخیص می­باشد. در این مورد كه چه چیز باید تداوم داشته باشد و چه چیز لازم نیست تداوم یابد نمی­توان حكم قبلی صادر كرد. زمان آن را تعیین می­نماید. تداوم كه مایه قوام و استحكام معماری است و خلاقیت و نوآوری كه از فضایل معماری است، وقتی می توانند با هم باشند كه بر متن آزاداندیشی با هم تركیب شوند؛ صرف تعهد به شرق یا غرب یا سنت نمی­تواند ملاك قرار گیرد.

كنار گذاشتن معماری سنتی و نیندیشیدن به آن قابل بخشش است تا مطلق انگاشتن آن. احتراز از نوآوری یا محدود كردن نوآوری در قالب احترام به سنت­ها باعث می­شود هدف معماری كه بهتر كردن محیط زندگی انسان است كنار گذاشته شود و این اگر به معنای مرگ معماری نباشد، به معنای رخوت، بی­حركتی و پوسیدن آن است. شاید كمال مطلوب آن باشد كه در این زمینه به تعالی بین سنت و نوآوری برسیم. استفاده از فرم­های سنتی و قالب­های قدیمی برای نیازهای امروزی، بدون داشتن دید انتقادی نسبت به آنها و بی­توجه به الزاماتی كه تحول پدید می­آورد، به آنجا می­انجامد كه هر تازه­ای را "بی­هویت" بنامیم. آیا گذشتگان حق داشتند شعر فردوسی و مولانا را در مقابل اشعار رودكی و شعر سعدی را در مقابل اشعار فردوسی و مولانا بی­هویت بنامند. امروز اگر قرار باشد حرف­مان را با نثر گلستان بنویسیم، به این معناست كه حرفی برای گفتن نداریم. چنین نثری مهجور خواهد ماند یعنی زیبایی آن، خریداری نخواهد یافت. زمان قاجار هم فكر كردند با اغراق در نثر گلستان كاری خلاقه در زبان می­كنند در حالی که اکنون  می­بینیم كه زبان را به انحطاط كشاندند.

اکنون که درباره معماری و ثروت معماری گذشته ایران حرف می­زنیم، آن را تحسین می­كنیم، درباره مبانی و ارزش­ها و نظام كلی آن داد سخن می­دهیم، هنوز برایمان دقیقا مشخص نیست كه چرا این كار را می­كنیم و مطالعه معماری قدیم ایران چه اهمیت و سودی دارد و آیا ما باید صرفا به تحسین آن اكتفا كنیم، چون تمام شده و از بین رفته است؟ یا نه مایلیم ببینیم معماری گذشته چه تاثیراتی برای امروز خواهد داشت. می­بایست توجه داشته باشیم که زیبایی و قوت آن معماری می­تواند سایه سنگینی روی معماری امروز بیندازد؛ خواه نا خواه عصر معماری سنتی سپری شده است و برای امروز باید حرف امروز را زد نه اینكه از گذشته تقلید كرد. آنچه مهم است ادراك اكسیر و جوهر این معماری است. ما نمی­توانیم مثل پدرانمان باشیم، اما پدر هر كس در وجود آن فرد ادامه حیات می­یابد و این همان چیزی است كه ما به دلیل گسست تاریخی از دست داده­ایم.



موضوعات: