تاريخ معماری

 

به دنبال حقيقت در معماری ۴

تاملی در انديشه‌های معمارانه جان راسکين

 

In Search of Truth in Architecture 4

On John Ruskin's Architectural Viewpoints

 

جعفر بزاز

 

"وی با رجعت به ارزش­های قرون وسطی و احیای اصول معماری گوتیک طرفدار گرایش نئوگوتیک شده بود. راسکین، نه به شدت پاره­ای از معاصران خود، اما به­طور کامل به مسیحیت توجه داشت. با نگاهی به تاریخ به این نکته خواهیم رسید که در قرون وسطی عشق به مسیحیت در مغرب­زمین شکوفا بود و بسیاری از کلیساهای گوتیک به همت مردم و به امید راه­یافتن به بهشت برپا می­شدند. این اعتقادات به تدریج، به ویژه با پیدایش رنسانس که تولد دوباره ارزش­های کلاسیک را باعث شد و سرانجام به اعتقادات علمی قرن هفدهم و هجدهم راه برد، کم­کم سست شدند. چون به همراه این سستی گرفتن اعتقادات و البته دلایل پیچیده دیگر، آرامش جوامع و راحت­فکری فرد دچار اغتشاش شد، آنان که همانند راسکین رجعت به گذشته را تشویق می­کردند در واقع از عواقب نامیمون این عدم آرامش درونی افراد و جوامع نگران بودند. این عدم آرامش در حال حاضر نیز به انواع ناراحتی­های روانی و بیماری­های اجتماعی در غرب منجر می­شود و هر صاحب اندیشه­ای را نسبت به سرنوشت آدمیان بیمناک می­سازد. همگامی راسکین با جمعی از هنرمندان و شاعران که نام "برادری پیش از رافائل" را برگزیده بودند و به اندیشه­ها و فلسفه­هایی که اصالت عقل را رواج می­داد اعتقادی نداشتند، نشانه همین عدم علاقه راسکین به ارزش­هایی بود که پس از رنسانس و به تاثیر اندیشه­های این دوره رواج گرفته بود. اما راسکین، چون آسمان بهار طبعی متغیر داشت، علاقه­اش به مسیحیت شدت و ضعف می­یافت. 

بایستی توجه داشت که در عقاید و اقدامات راسکین و همراهان وی، تناقضی وجود داشت؛ به عنوان نمونه، ایشان در معماری صداقت ساختمان را تشویق و تبلیغ می­کردند و مرادشان این بود که هم شیوه­های ساختمانی و هم مصالح ساختمان به صراحت در معماری تجلی کند، درست برخلاف معماری متداول که ممکن بود ظاهری از سنگ به تقلید معماری رنسانس داشته باشد، اما اساس آن در واقع از آهن باشد. اما به این نکته توجه نداشتند که با امکانات تازه­ای که فن و صنعت پدید آورده بود، صداقت ساختمان خوب می­توانست عملی شود، چنان­که سال­ها بعد از جمله در کارهای معمار هلندی برلاخه دیده شد. اینان صنعت را نفی می­کردند و آن را دشمن صداقت در ساختمان می­دانستند و به معماری گوتیک روی آورده بودند که در واقع صداقتی با زمان ایشان چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ اجتماعی نداشت. به عبارت دیگر به معماری­ای روی آورده بودند که چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ اجتماعی نمی­توانست صادقانه معرف زمان ایشان باشد.

اکنون که عقاید راسکین و همگامان وی به محک زمانه خورده است، ابراز عقیده درباره ایشان می­تواند واقع­بینانه­تر و احتمالا آسان­تر باشد، می­توان گفت که ایشان معایب عصر صنعت و خطراتی که بالقوه برای جوامع انسانی پدید آورده بود خوب می­دیدند ولی راه­حل­هایی که ارائه می­کردند نه عملی بود و نه واقع­بینانه و به­علاوه کاربردی نسبتا محدود داشت."

جان راسکین در سال 1869 به عنوان نخستین استاد هنرهای زیبا در دانشگاه آکسفورد انتخاب و معرفی شد. وی در آکسفورد علاوه بر اهدا مجموعه­ای از آثار و طراحی­هایش به دانشگاه برای آموزش دانشجویان، یک مدرسه طراحی نیز برای دانشجویان تاسیس نمود. وی در این سال­ها از بیماری روانی­ای که بعد از فوت پدرش در سال 1864 گریبان وی را گرفته بود، رنج می­برد. راسکین سال­های پایانی عمر خود را تنها به نوشتن زندگی­نامه خود گذراند و سرانجام در بیستم ژانویه سال1900 در برنت­وود (Brentwood) درگذشت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به همراه سه یادداشت قبلی، در ماهنامه صنعت ساختمان داریس، شماره 32، خرداد 84 به چاپ رسیده است.



موضوعات: