تاريخ معماری

 

به دنبال حقيقت در معماری ۳

تاملی در انديشه‌های معمارانه جان راسکين

 

In Search of Truth in Architecture 3

On John Ruskin's Architectural Viewpoints

 

جعفر بزاز

 

راسکین در کتاب "هفت مشعل معماری" ضمن بیان انتقادی دقیق در مورد لغزش­های موجود در محصولات صنعتی زمان معاصر، آنها را به سه نوع تقسیم می­کند:

"1ـ نمایش ظاهری استخوان­بندی حمال بنا در چیزی غیر از آنچه که در واقع هست.

 2ـ ظریف­کاری و پوشاندن سطح خارجی بنا به منظور جلوه دادن آنها با موادی غیر از آنچه که واقعاً با آن ساخته شده است و چسباندن تزیینات و کنده­کاری­ها روی آنها.

3ـ استفاده از تزیینات مختلفی که با ماشین ساخته­ شده­اند.

در واقع راسکین به این موضوع می­پردازد که؛ از آنجا که معماری هنر متقدم است، به ناچار با چگونگی اجتماعات اولیه پیوستگی دارد. اجتماعاتی که در آنها استفاده از آهن ناشناخته و توجه به سوابق تاریخی از مقام هنر جدایی ناپذیر است. به این ترتیب نتیجه می­گیرد که آهن را باید تنها به عنوان ایجاد استحکام بیشتر و برای کلاف­بندی عناصر مختلف به­کار برد نه به­صورت عناصر حمال.

در مورد نکته دوم، راسکین استثناهایی قائل می­شود. به عنوان نمونه، پوشاندن آجرها با قشری از گچ (گچ­کاری) چندان قابل سرزنش نیست و همچنین تذهیب فلزهای کم قیمت­تر به­دلیل اینکه تکرار استفاده، آن را امری عادی ساخته است بی­اشکال است.

بالاخره تزیینات ماشینی را به استدلال رد می­کند: "همان­طور که من مکرراً دیده­ام، اشیا تزیینی، به دو دلیل خوشایند هستند؛ یکی زیبایی مجرد فرم­ها که فعلا فرض می­کنیم در هر دو مورد صنایع ماشینی و ظریف­کاری­های دستی یکسان باشند و دیگری مفهوم کار انسانی، علاقه و توجهی که دست­های هنرمند یک انسان برای ساختن آن به­کار برده است." تولیدات مکانیکی از خاصیت دوم بویی نبردند و آن را پوچ و بی­معنی می­سازند، و به­همین دلیل خاصیتی جز فریب چشم­های بی­تجربه ندارند."

اخلاقیات مذهبی آمیخته با معماری گوتیک از عوامل موثر در ایده­های راسکین بود. وی اشکال و اجزای معماری به­کار رفته در سبک باروک را، که در طبیعت به­صورت طبیعی یافت نمی­شوند، مصنوعی و دروغین می­دانست و آنها را عنوان هنر بد می­شمرد. در نظر او هنر خوب، حقیقت طبیعت بود، که در واقع سرچشمه آن نیز به­شمار می­رفت.



موضوعات: