تاريخ معماری

 

به دنبال حقيقت در معماری ۲

تاملی در انديشه‌های معمارانه جان راسکين

 

In Search of Truth in Architecture 2

On John Ruskin's Architectural Viewpoints

 

جعفر بزاز

 

معروف­ترین اثر راسکین که موفقیت بی­نظیری را نصیب وی کرد، کتابی بود تحت عنوان هفت مشعل معماری* (The Seven Lamps of Architecture) که در سال 1849، در شرح ویژگی­های اصلی معماری گوتیک نوشت. راسکین در این کتاب به بازخوانی معماری مسیحی و شکوهمند گوتیک می­پردازد و معماری را دارای هفت مشعل (Lamp) می­داند. این هفت مشعل معماری از نظر راسکین عبارتند از:

 

"1ـ حقیقت (Truth)

       هنر ساختن، حقیقتی آسمانی و معنویی دارد که باید به آن پی برد.

2ـ ایثار (Sacrify)

در تبدیل حقیقت به واقعیت و وجود به موجود، اعتلایی ازلی ­ـ ابدی نهفته است که هنر ساختن را به امری آیینی و تشریعی تبدیل می­کند که در آن نام و نشانی از سازنده نیست.

3ـ قدرت (Power)

       ساختن نیازمند قدرت است که باید از آن بهره جست.

4ـ زیبایی (Beauty)

       از آنجا که حقیقت زیباست، انعکاس آن در واقعیت نیز سبب زیبایی خواهد شد.

5ـ زندگی (Life)

       ساختن یعنی حیات بخشیدن و جاودانی کردن حیات انسانی

6ـ خاطره (Memory)

       زندگی یعنی خاطره و ساختن یعنی ایجاد مکان برای شکل­گیری خاطره

7ـ اطاعت (Obedance)

       هنر ساختن یعنی احترام گذاشتن به سنت­ها، تبعیت از آنها و تبدیل آنها به سنت­های جدید "

 

راسکین از جمله منتقدانی بود که نسبت به آینده پیشرفت­های صنعتی نگران بود و مردم را به عواقب آن هشدار می­داد. از این­رو در کتاب هفت مشعل معماری و همچنین در کتاب دیگر خود تحت عنوان سنگ­های ونیز (The Stones of Venice) که حاصل سفر وی به ونیز بود و در سال 1851، سال برپایی نمایشگاه صنعتی بزرگ لندن در قصر بلورین، منتشر کرد، ضمن ستایش از قرون وسطی، وضع زندگی در آن دوره و صداقت در کار و معماری آن دوره، از چیرگی صنعت اظهار عدم رضایت می­کند.

راسکین با توجه به از هم گسیختگی فرهنگ هنری، به­ جست­وجوی دلایل آن البته نه در خود هنر، بلکه در وضعیت اقتصادی و اجتماعی­ای که هنر را در برگرفته، می­پردازد. اما به­خاطر تمایل شدیدش نسبت به کلیت دادن به همه امور، علل همه گرفتاری­ها را به بعضی از عیوب عارضی سیستم صنعتی نسبت نمی­دهد، بلکه خود سیستم را مقصر می­شناسد و به مقابله علیه هر نوع فرم تازه زندگی که در اثر انقلاب صنعتی به­وجود آمده است، می­پردازد. او تحت تاثیر اشتباه شایع زمان خود، قضاوت تاریخی را جانشین قضاوت دنیایی می­کند و به­جای اینکه به جنگ وضعیت واقعی و موجود صنعت زمان خود برود، به جدال علیه مفهوم کلی و انتزاعی صنعت می­پردازد.

"راسکین واقعیت وجودی آهن را در معماری قرن نوزدهم به رسمیت نمی­شناسد و روش­های صنعتی ساختمان را با عنوان خیانتی از سوی معماری نسبت به هنر، طرد می­کند. وی زیبایی ظاهری را بازتابی از زیبایی باطنی می­پندارد و به همین دلیل خواست روزافزون به معنویات را در معماری تنظیم و تدوین می­کند. وی در فصل معروف "در ماهیت گوتیک" از کتاب سنگ­های ونیز، زیبایی معماری قرون وسطی را هم­تراز با لذت و رضایتی که یک صنعتکار در هنگام تولید یک اثر تجربه می­کند، قرار می­دهد."



موضوعات: