سینما و معماری

 

اعترافات یک ذهن معمار

Confessions of an Architect Mind

 

جعفر بزاز

 

    با روی کار آمدن سینما، هنری پدید آمد که می­توان گفت رابطه­ای بس نزدیک با معماری داشت. رابطه بین این دو هنر از همان ابتدا مورد توجه معماران و سینماگران قرار گرفت. "یوهان پالاسما" در کتاب خود با عنوان "معماری تصویر: فضای وجودی در سینما" در سال 2000، به تشریح ابعاد مختلف این رابطه پرداخته است. مطلبی که در ادامه می­آید برگرفته از مقدمه این کتاب می­باشد.

     از اواخر دهه هفتاد میلادی، معماری به دنبال برقراری پیوندهایی با سایر رشته­های هنری بوده است. بر این اساس، دگرگونی الگو­های متداول معماری در نقاشی، مجسمه­سازی همچنین ادبیات و موسیقی دنبال گردید. در برخی مدارس معماری و کارهای حرفه­ای، پروژه­های معماری از طریق تحلیل ساختار ترکیبی نقاشی­ها (به­ویژه آثار آبستره)، قطعات ادبی و موسیقی به­وجود می­آمدند. (آموزش معماری از طریق تحلیل آثار هنری توسط John Hejduk در مدرسه معماری Cooper در نیویورک و در خلال دهه هفتاد میلادی پایه­ریزی شد و توسط شاگردان وی همچون Daniel Libeskind , Dan Hoffman و متعاقبا به­وسیله شاگردان ایشان ادامه یافت.) در پی این تحولات، پژوهش درباره مبانی نظری معماری توانست جایگاهی برای خود یافته و از مطالعات نظری و تئوری­های سایر رشته­های هنری نیز در تحقیقات نظری معماری استفاده گردد.

این علاقمندی در گسترش حوزه نفوذ معماری، آشکارا نشان داد که هنر معماری در ماهیت و جریان آتی خویش دچار ناپایداری گردیده است. در همه رشته­های هنر نوعی بازنمایی آشفته و آشکاری به چشم می­خورد. در معماری هم طیف وسیعی از سبک­های معماری (بسیار رنگین­تر از آنچه قبلا وجود داشت)، همچون مدرنیست، پست مدرن­ و دیکانتراکتیویست­ وجود داشتند. البته باید توجه داشت که در سال­های 1800 معماری مانند Leo von Klenze، می­توانست یک کاخ یا یک دانشگاه به سبک رنسانس، موزه­ای به سبک یونانی، یک پارلمان به سبک هلنی و ... بسازد بدون اینکه وابسته به یک گرایش خاص باشد.    

در حال حاضر در بسیاری از مدارس معماری دنیا، علاقمندی به سینما بیش از سایر هنرها می­باشد. در این مدارس فیلم­های مختلفی با هدف دست­یابی به یک معماری هوشمندانه­تر و پذیراتر، تحلیل و بررسی می­شوند. برخی از منتخبین ارزشمند معماری پیش­رو امروز همچون Bernard Tschumi, Rem Koolhaas, Coop Himmelblau and Jean Nouvel به اهمیت سینما در شکل­دهی نگرش آنان به معماری اعتراف نموده­اند.

ذکر این نکته ضروری است که به لحاظ تاریخی، موسیقی نزدیک­ترین هنر به معماری شناخته شده است اما با وجود این سینما در قیاس با هنر موسیقی، ارتباطی تنگاتنگ با معماری دارد. البته نه به عنوان هنری صرف بلکه به دلیل ساختار فضایی و زمانی. چرا که هردو (سینما و معماری) در اصل به آفرینش فضا (زندگی) می­پردازند. به همان شیوه­ای که ساختمان­ها و شهرها برپا می­شوند و نگهداری می­گردند، سینما نیز با نمایش شیوه­های خاص زندگی و ذهنیت­های فضایی و فرهنگی، به توصیف دو دوره زمانی، زمان ساخته شدن فیلم و زمانی که رویدادها در فیلم جریان دارند، می­پردازد. سینما و معماری هر دو تصاویر جامعی از فضا خلق می­کنند و گاه آن را تغییر می­دهند. این دو هنر با تعریف ابعاد و جوهر وجودی فضا صحنه­هایی تجربی از موقعیت­های زندگی خلق می­کنند.



موضوعات: