دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ

  • :: جعفر بزاز

یادداشت‌های اخیر

  • :: طراحی صحنه؛ کشف متن 1
  • :: شهرها و آرزو 1
  • :: تقویم معماری دی ماه
  • :: دو نوع معماری: معماری بزرگ و معماری کوچک
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 8
  • :: نگاهی به طراحی صحنه اپرای andre-chenier
  • :: هماهنگ کردن برنامه با استعدادهای شاگردان و نه عکس آن
  • :: دومین سمینار معماری مجله شارستان با حضور نادر تهرانی
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 7
  • :: تقویم معماری آبان ماه
  • :: شهرها و حافظه 2
  • :: مرا آیا دگر هرگز امید رستگاری نیست صدا نالنده پاسخ داد ... آری نیست
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 6
  • :: تقویم معماری مهر ماه
  • :: معماری برای ما امری غریبه و ناآشناست.
  • :: snarkitecture: why patterns stage design
  • :: شهرها و حافظه 1
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 5
  • :: تقویم معماری شهریور
  • :: تغییر هزینه سمینار نسرین سراجی به 65000 تومان برای همه با حمایت موسسه علم معمار
  • :: هر کس خارج از کشور مادری اش محبوب تر است
  • :: یک گروه ایرانی در میان برندگان مسابقه بین‌المللی موزه هنر تایوان
  • :: نگاهی به طراحی صحنه نمایش "die liebe der danae" (The Love of Danae)
  • :: تقویم معماری مرداد
  • :: yokohama apartment
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 4
  • :: دمکراسی تو روز روشن
  • :: شهرها و دادوستدها
  • :: تقویم معماری تیر ماه
  • :: نگاهی به طراحی داخلی بانک Raiffeisen در زوریخ اثر گروه NAU

آرشیو دید هفتم

  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳

آرشیو موضوعی دید هفتم

  • :: طراحی صحنه (٢)
  • :: درس طراحی معماری 4 (۱)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلخچی (۱)
  • :: سالنامه معماری (۱)
  • :: کتاب شهرهای ناپیدا (۱)
  • :: آموزش معماری (۱)
  • :: نقد معماری (۱)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۱)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: زروان: پژوهشگاه هنر و معماری
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری
  • :: +زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری

آمار بازدیدکنندگان


->
جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠


طراحی صحنه؛ کشف متن 1

War & Peace Opera
Set Designer:George Tsypin

در یک نمایش، معمولا پرده‌ها و صحنه‌های مختلفی وجود دارند که حالت‌های عاطفی متنوعی را خلق می‌کنند. مثلا ممکن است در نمایشی حماسی، پرده‌ای عاشقانه وجود داشته باشد یا در اثری رمانتیک رویدادی تراژیک، هنر طراح زمانی است که عامل تغییر را در کار خود مدنظر قرار دهد. یک طرح منجمد و ایستا برای یک صحنه یکنواخت (Monotone) و کسالت‌بار مناسب است ولی احتیاجات یک نمایش چند پرده‌ای با کش و قوس زیاد را پاسخ نمی‌دهد. طراحان کارکشته معمولا یک موتیف غالب را از متن می‌گیرند و آن را به شکل یک ایده بصری در صحنه اجرا می‌کنند. بعد براساس تغییرات صحنه و تنوع پرده‌ها در همان موتیف اصلی تغییراتی ایجاد می‌کنند. برای مثال، جرج تسپین (George Tsypin) معمار و طراح صحنه دانش‌آموخته دانشگاه مسکو، در اجرایی از اپرای جنگ و صلح (جنگ و صلح ساخته سرگئی پروکفیف بر اساس رمان تولستوی است که در سال 2000 به کارگردانی آندره کونچالوفسکی در نیویورک به روی صحنه رفت.) یک ایده را از متن تولستوی گرفت و آن را عینا در طراحی صحنه‌اش به کار برد. این ایده استفاده از کلمه صلح در زبان روسی بود که به معنای زمین نیز است. او صحنه را به شکل یک برآمدگی کروی طراحی کرد که کره زمین را در ذهن تداعی می‌کرد و در مقابلش فضای زیادی را به آسمان اختصاص داد که به آرمان‌های جاه‌طلبانه انسان‌ها اشاره داشت. در پرده‌های مختلف این نمایش تنها تغییراتی در رنگ و نور صحنه به وجود می‌آمد و ساختار اصلی طرح که همان کروی بودن صحنه بود، تغییری نمی‌کرد.

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

تصویر

ــــــــــــــــــــ
منبع: طراحی صحنه، مهدی ارجمند، نشر قطره، 1382.
منبع تصاویر: http://georgetsypin.com/


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠


شهرها و آرزو 1

در مورد شهر دوروتئا (Dorotea) به دو گونه می‌توان سخن گفت: یکی اینکه بگوییم شهری است با چهار برج آلومینیومی در کنار هفت دروازه، با پلی متحرک در مقابل هر دروازه بر روی خندقی که آب آن به چهار نهر سبزفام می‌ریزد، از سراسر شهر می‌گذرد و آن را به نه محله تقسیم می‌کند. هر محله سیصد خانه و هفتصد دودکش دارد و از آنجا که دختران دم‌بخت یک محله با جوانان محله دیگر ازدواج می‌کنند، اقوام آنها محصولاتی را که فقط خود در اختیار دارند، با یکدیگر معاوضه می‌‌کنند مانند نارنج‌ها، ماهی‌های خاویار، اسطرلاب‌ها، لعل‌ها و یاقوت‌های بنفش و ارغوانی؛ و بر اساس این داده‌ها می‌توان محاسبات لازم را انجام داد تا تمام آنچه در گذشته، حال و آینده از شهر انتشار می‌رود را تخمین زد.

دوم اینکه به قول شتربانی که مرا آنجا برد می‌توان گفت: در عنفوان جوانی، یک روز صبح زود به آنجا رسیدم. جمعیت زیادی را دیدم که شتابان از کوچه‌ها به سوی بازار می‌رفتند؛ زنان، دندان‌های سفید و زیبا داشتند و مستقیم در چشم نگاه می‌کردند. سه سرباز، روی سکویی قره‌نی می‌نواختند و در اطراف، چرخ‌ها می‌چرخیدند و پارچه‌های اعلان‌های رنگی در باد موج می‌زدند. پیش از آن، جز کویر و جاده‌های کاروان‌رو چیز دیگری ندیده بودم. آن روز صبح، در دوروتئا فهمیدم که چیزی از زندگی نیست که در انتظارم نباشد. از آن به بعد و با گذشت سالیان دراز، بارها چشمانم به پهنه‌های کویر و گستره جاده‌های کاروان‌رو برگشت اما اکنون می‌دانم که از راه‌های بی‌شماری که آن روز صبح در دوروتئا در مقابلم قرار گرفتند، این فقط یکی از آنها بود.

 Cities and desire 1

There are two ways of describing the city of Dorothea: you can say that four aluminium towers rise from its walls flanking seven gates with spring-operated drawbridges that span the moat whose water feeds four green canals which cross the city, dividing it into nine quarters, each with three hundred houses and seven hundred chimneys. And bearing in mind that the nubile girls of each quarter marry youths of other quarters and their parents exchange the goods that each family holds in monopoly--bergamot, sturgeon roe, astrolabes, amethysts--you can then work from these facts until you learn everything you wish about the city in the past, present, and future. Or else you can say, like the camel-driver who took me there: 'I arrived here in my first youth, one morning, many people were hurrying along the streets towards the market, the women had fine teeth and looked you straight in the eye, three soldiers on a platform played the trumpet, and all around wheels turned and coloured banners fluttered in the wind. Before then I had known only the desert and the caravan routes. In the years that followed, my eyes returned to contemplate the desert expanses and the caravan routes; but now I know this path is only one of the many that opened before me on that morning in Dorothea.'

 ـــــــــــــــــ

برگرفته از شهرهای ناپیدا، نوشته ایتالو کالوینو، ترجمه بهمن رئیسی، انتشارات کتاب خورشید 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٩ دی ۱۳٩٠


تقویم معماری دی ماه

 

1 دی

زادروز محمد منصور فلامکی | 1313 | مشهد | ایران

 

7 دی

زادروز ولادمیر تاتلین | 1885 | 1953 | روسیه

 

9 دی

زادروز داوید اوشانا | 1308 | کرمانشاه | ایران

 

10 دی

زادروز غلامرضا فرزان‌مهر | 1317 | شیراز | ایران

 

16 دی

زادروز ویکتور هورتا | 1861 | 1947 | بلژیک

 

17 دی

زادروز گارینو گارینی | 1624 | 1683 | ایتالیا

 

20 دی

زادروز جان ولبورن‌روت | 1850 | 1891 | آمریکا

 

22 دی

زادروز فیلیپ وب | 1831 | 1891 | انگلستان

 

24 دی

زادروز فرهاد احمدی | 1329 | آبادان | ایران

 

28 دی

زادروز فیلیپ استارک | 1949 | فرانسه

 

29 دی

زادروز تام مین | 1944 | آمریکا

 

30 دی

زادروز جولیا مورگان | 1872 | 1957 | آمریکا

ـــــــــ

برگرفته از سالنامه معماری ایران


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٢ دی ۱۳٩٠


دو نوع معماری: معماری بزرگ و معماری کوچک

معماری تظاهری است انسانی. لحظه تبلور شکل یافته از اندیشه انسان‌هاست. و به تناسب مداخله عامل‌ها و متغیرهایی که در آن راه می‌یابند نمودار گستردگی و ژرفای اندیشه‌ای است که در نهادش وجود دارد.

چه چیزی تفکیک بنایی بزرگ را از بنایی کوچک لازم می‌آورد؟ آیا گسترده بودن و ژرف بودن اندیشه یا تدبیر معمار در تلفیق‌ها و ترکیب‌ها و مهارت در آفرینش‌های تازه برای تمیز بناها از یکدیگر کافی است؟ اگر قبول کنیم که فرآورده‌های معماری چیزی نیست جز تظاهر مادی مجموعه اندیشه‌هایی که هنگام آفرینش‌شان در محیط وجود داشته‌اند برای تفکیک یا تقسیم این فرآورده‌ها به دو رده بزرگ و کوچک ناچاریم بیش از هر چیز به اندیشه‌ای توجه کنیم که به تک‌تک آنها اعتبار و هویت بخشیده است. و برای چنین امری ارزیابی اندیشه‌ها، از راه بررسی و ارزیابی مظاهر کالبدی آنها الزامی است.

باید تعلق اندیشه‌های نهفته در مجموعه چونی‌ها و چندی‌های یک اثر معماری را در زمان ساختن آن بررسی کنیم. باید بدانیم اثری را که مورد ارزیابی قرار داده‌ایم آیا نمایانگر شکلی تازه از اندیشه‌ای پیشین و تجربه شده است یا این‌که نشانگر اندیشه‌ای تازه است که برای نخستین بار چونی‌ها و چندی‌هایی معمارانه را در مجموعه‌ای تازه فراهم آورده و عرضه داشته است. اعتبار تفکیکی که گفتیم در تدقیق در آن نهفته و البته چگونه دقیق شدن به بنا، برای ارزیابی آن، به نوبه خود منضبط به معیارهای گوناگون است، که میان خود و با محیطی که در آن عمل می‌کنند بی‌رابط نیستند. بدین ترتیب میزان، در تشخیص و تفکیک، اندیشه است، و اندیشه نیز نه جامعیتی کل که موجودیتی گسترده‌تر و متغیر است در تبع زمان. برای تفکیک بناهای بزرگ از بناهای کوچک ـ در معنا ـ نخست باید نیاز و خواسته‌ای بدین مضمون وجود داشته باشد، و آنگاه مقصودی.

اگر فرهنگ معماری در کشورهای اروپایی و به ویژه اروپای مرکزی بخش قابل ملاحظه‌ای از وقت و نیروی خود را صرف این تفکیک کرده، نیازها و خواسته‌ها و مقاصدی خاص خود داشته. و اگر ما بخواهیم امروزه (یعنی زمانی که هنوز هیچ راه و روشی علمی برای نقد محصولات معماری سرزمین کهنمان تدوین نکرده‌ایم) پی‌جوی این تقسیم‌بندی باشیم، بی ابزار فکری وابسته و مضبوط از فرهنگ‌های اقلیمی خودمان، جز به مسایل کاذب نخواهیم رسید.

ــــــ

منبع: معماری بومی، محمود منصور فلامکی، موسسه علمی فرهنگی فضا.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠


پروژه‌های دانشجویی معماری - 8 

 Project of Architecture's Student -8

- طراحی معماری 4

- دانشجو: پریناز فرشاد

- گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلخچی

- مقطع کارشناسی رشته مهندسی تکنولوژی معماری

- نیمسال تابستان سال تحصیلی 90-1389 

طراحی یک هتل

طراحی بر مبنای ایده گردش هر طبقه که الگویی از یک قطاع دایره می باشد، حول یک محور دایره ای شکل گرفته است.

student-projects-parinaz-farshad

student-projects-parinaz-farshad

student-projects-parinaz-farshad

student-projects-parinaz-farshad

تصویر 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠


نگاهی به طراحی صحنه اپرای andré chénier

 

Lake Constance as bath tub  

André Chénier Opera 

Director: Keith Warner 

Set Designer: David Fielding

ایده اصلی طراحی صحنه عظیم اپرای andré chénier،  به کارگردانی Keith Warner و طراحی صحنه David Fielding، یک پیکر انسانی بسیار بزرگ (به ارتفاع 24 متر و وزن 60 تن) فرو رفته در آب دریاچه Constance است، که نمادی است از تن Jean-Paul Marat رهبر رادیکال انقلاب فرانسه که در سال 1793 در حمام توسط مخالفان با ضربه چاقو کشته شد.

andre-chenier-opear-by-keith-warner

andre-chenier-opear-by-keith-warner

andre-chenier-opear-by-keith-warner

andre-chenier-opear-by-keith-warner

andre-chenier-opear-by-keith-warner

ــــــــــــــــــــــــ

منبع تصاویر و متن


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠


برونو موناری (Bruno Munari) در سال 1967 به دعوت دانشگاه هاروارد، در مرکز هنرهای بصری کارپنتر کمبریج، پنجاه جلسه درس در مورد ارتباطات بصری برگزار کرد که مجموعه این جلسات را در کتابی با عنوان طراحی و ارتباطات بصری1 (Visual Design and Communications)  گردآوری کرده است. خود موناری کتاب را به صورت پیشنهادهایی برای برنامه‌ریزی یک دوره کامل تدریس در زمینه طراحی بصری توصیف می‌کند.

در ابتدای مقاله "هماهنگ کردن برنامه با استعدادهای شاگردان و نه عکس آن" این کتاب، موناری می‌نویسد:

برای پیاده کردن یک برنامه آموزشی در مدارس هنری، دو روش وجود دارد. نخست روش ایستا و سپس روش پویا. روش ایستا بدین گونه است که شاگردان، به اجبار خودشان را با برنامه‌ای وفق می‌دهند که غالبا به گذشته تعلق دارد یا به هر حال، روشی است که در اکثر موارد، از واقعیت علمی روزمره، دور است. روش دیگر این است که برنامه به تدریج شکل می‌گیرد و به طور مداوم با خود اشخاص و مشکلات آنها در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد، مشکلاتی که با زمانه پیش می‌رود.

در مورد ایستا، اغلب نوعی احساس ناراحتی و گاه نیز عصیان به شاگردان دست می‌دهد که در بعضی موارد، شاگردان به بی‌اثر بودن هر اعتراضی – که به منظور هماهنگ کردن آموزش با علایق گوناگون خود صورت می‌گیرد – پی می‌برند و بدون کوچک‌ترین هیجانی دوره را دنبال می‌کنند و یا حتی مدرسه را رها می‌سازند.

اما در طول دوره آموزش پویا، آموزش‌دهندگان، یک برنامه پایه را تاحد امکان در شکل پیشرفته‌اش طرح‌ریزی می‌کنند؛ برنامه‌ای که می‌تواند به طور دائم با توجه به علایق و احتیاجاتی که در طول دوره آموزش مطرح می‌شوند، تغییر کند. حال، این برنامه چگونه است و به چه نحو گسترش یافته است، موضوعی است که تنها در پایان دوره آشکار خواهد شد.

ــــــــــــــ

1. طراحی و ارتباطات بصری، برونو موناری، ترجمه پاینده شاهنده، سروش، 1375.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠


 

دومین سمینار معماری مجله شارستان با حضور نادر تهرانی 

موضوعات: آموزش معماری - نقد در معماری - جایگاه و نقش متریال در معماری                                                                                                                                                                 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠


پروژه های دانشجویی معماری - 7

 Project of Architecture's Student -7

- طراحی معماری 3

- دانشجو: احمد بهرامی

- گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس

- مقطع کارشناسی رشته مهندسی تکنولوژی معماری

- نیمسال دوم سال تحصیلی 89-1388 

طراحی یک موزه

student-projects-ahmad-bahrami

student-projects-ahmad-bahrami

student-projects-ahmad-bahrami

student-projects-ahmad-bahrami

student-projects-ahmad-bahramistudent-projects-ahmad-bahrami

تصویر


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠


تقویم معماری آبان ماه

 

1 آبان

زادروز پل رودولف | 1918 | 1997 | آمریکا

 

3 آبان

زادروز پائولو مندس روشا | 1928 | برزیل

 

9 آبان

زادروز ریچارد موریس | 1827 | 1895 | آمریکا

زادروز چارلز مور | 1925 | 1993 | آمریکا

زادروز زاها حدید | 1950 | عراق

زادروز علی اکبر صارمی | 1322 | ایران

 

15 آبان

زادروز چارلز گارنیه | 1825 | 1898 | فرانسه

 

17 آبان

روز جهانی شهرسازی

 

18 آبان

زادروز استنفورد وایت | 1853 | 1906 | انگلستان

 

26 آبان

زادروز رم کولهاس | 1944 | هلند

 

27 آبان

زادروز هانس میر | 1889 | 1954 | آرژانتین

زادروز بهروز احمدی | 1325 | ایران

 

30  آبان

زادروز گابریل گورکیان | 1279 | 1349 | ایران

 ـــــــــ

برگرفته از سالنامه معماری ایران


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠


شهرها و حافظه 2

Cities & Memory 2

مردی که مدت مدیدی در سرزمین­های بی­آب و علف و دوردست اسب رانده است، روزی هوس شهر به سرش می­زند. می­رود و می­رود تا بالاخره در پایان به ایزیدورا می­رسد؛ شهری که کاخ­هایش پلکان­های مارپیچ پوشیده از صدف دریایی دارند و در آن، دوربین­ها و آلات موسیقی را هنرمندانه می­سازند؛ جایی که هرگاه مسافر در انتخاب بین دو زن به شک افتد، همواره زن سومی نیز وجود دارد؛ جایی که جنگ خروس­ها به جدال خونین میان شرط­بندان منجر می­شود. آن زمان که به شهر اشتیاق داشت، به تمام این­ها فکر می­کرد. پس ایزیدورا شهر رویاهای اوست، فقط با یک تفاوت: در رویایش، جوان بود و خودش جزیی از شهر. اکنون که به ایزیدورا رسیده، سنی از او گذشته است. در میدان شهر، دیوار کوچک کهنسالان وجود دارند که به تماشای گذر جوانی نشسته­اند. او هم آنجاست، در میان دیگران. اشتیاق و آرزو دیگر خاطره­ای بیش نیستند.  

When a man rides a long time through wild regions he feels the desire for a city. Finally he comes to Isidora, a city where the buildings have spiral staircases encrusted with spiral seashells, where perfect telescopes and violins are made, where the foreigner hesitating between two women always encounters a third, where cockfights degenerate into bloody brawls among the betters. He was thinking of all these things when he desired a city. Isidora, therefore, is the city of his dreams: with one difference. The dreamed-of city contained him as a young man; he arrives at Isidora in his old age. In the square there is the wall where the old men sit and watch the young go by; he is seated in a row with them. Desires are already memories.

 

invisible-cities-book-cover

ـــــــــــــــــ
برگرفته از شهرهای ناپیدا، نوشته ایتالو کالوینو، ترجمه بهمن رئیسی، انتشارات کتاب خورشید 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠


مرا آیا دگر هرگز امید رستگاری نیست

صدا نالنده پاسخ داد ... آری نیست(1)

کامبیز مشتاق گوهری در بخش پایانی یادداشت­های خود با عنوان سفر با کوله پشتی از پاریس تا تهران که در شماره 8 همشهری معماری به چاپ رسیده، نگاهی دارد به وضعیت معماری و آموزش آن را در کشور با اشاره به بنای پایانه اتوبوس­های تبریز که بخشی از آن را در ادامه می­خوانیم؛

"... گاه سفر بود، عموزادگان محبت کردند و به مشایعت تا پای ماشین آمدند به پایانه اتوبوس­های تبریز که به زشتی حتی فریادش در آن تاریکی شب پژواکی نداشت، مجموعه­ای از چندین سالن بتنی پیش ساخته که سر هم کرده باشندشان به کج­سلیقگی، نمی­دانم غیرت ما چه شده که گریبان این معماران و مهندسین را نمی­گیریم که آخر اینها چیست که سر پناه ما کرده­اید، چه اوفتاده شما را که انگار مویی از معماران نامدار ایرانی بر تن­تان نیست، مگر نمی­بینید که در دیگر کشورها چه می­گذرد از تلاش معماران و مهندسان در برآوردن حاجت مردمان به بناهای زیبا، کارا و سودمند، حتی در این کشورهای همسایه از ترکیه بگیر تا امارات و قطر و پاکستان.

چرا سرمایه خانواده­ها و ثروت کشور در توده­ای از گرانیت و آهن و آجر و بتن به هدر می­رود، واقعا اگر بخواهیم در هر یک از شهرهای معاصرمان بنایی در خور را گواه کاردانی معمار ایرانی بگیریم آیا نه این است که از آثار قرون ماضی مثال می­آوریم، حال آنکه حجم ساخت و ساز از نیمه قرن اخیر بدین سوی در تاریخ ایران بی­سابقه بوده است. ناکارایی مدارس معماری ما در تربیت معمارانی که هم به تکنیک و دانش روز آگاه باشند و هم اقلیم و تاریخ ایران را بشناسند و هم رموز معماری ایرانی را بدانند ما را به جایی رسانده که در پایان کار، متقاضی تفاوتی چندان میان کار معماری درس خوانده و معماری تجربی نمی­بیند جز آداب و رفتاری متمایز و گاهی غریب و نامفهوم که این یکی خود می­شود دلیل دیگری برای کناره جستن از معمار درس خوانده که لابد ادعایش زیاد است و کارش همان است که معماری تجربی، بی­ادعا و متواضعانه می­کند، تازه این یکی به بازار هم مسلط است و نبض مشتری در دستش است. برای گذر از این سرگشتگی معماری که کابوس شهرهای ما شده است باید کمربندها را سفت بست، معمارهای درس خوانده را می­گویم، تا مردم نتوانند تفاوت قابل لمس  قابل فهم بنایی با ساخت معمارانه را به روشنی دریابند نمی­توان به بهبود این شرایط ناگوار امید بست و این نمی­شود مگر انکه نخست در آموزش معماری مدارس معماری بازنگری اساسی شود..

ـــــــ

شعر از اخوان؛ برگرفته از متن گفت­وگوی همشهری معماری با حمید ضیائیان در شماره 8 این مجله 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز


یادداشت‌های پیشین »