دید هفتم: جستارهایی در معماری و هنرهای نمایشی

  • :: صفحه اصلی
  • :: فهرست یادداشت‌ها
  • :: پست الکترونیک
  • :: فید وبلاگ

نویسنده وبلاگ


  • جعفر بزاز
    معمار و مدرس دانشگاه


یادداشت‌های اخیر

  • :: آموزش معماری با استفاده از سینما 1
  • :: طراحی صحنه؛ کشف متن 2
  • :: نوروز91
  • :: جدایی ما از جهان
  • :: تقویم معماری اسفند ماه
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری - 10
  • :: شهرها و حافظه 3
  • :: معماری؛ آفرینش ناب ذهن
  • :: تقویم معماری بهمن ماه
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری - 9
  • :: طراحی صحنه؛ کشف متن 1
  • :: شهرها و آرزو 1
  • :: تقویم معماری دی ماه
  • :: دو نوع معماری: معماری بزرگ و معماری کوچک
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 8
  • :: نگاهی به طراحی صحنه اپرای andre-chenier
  • :: هماهنگ کردن برنامه با استعدادهای شاگردان و نه عکس آن
  • :: دومین سمینار معماری مجله شارستان با حضور نادر تهرانی
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 7
  • :: تقویم معماری آبان ماه
  • :: شهرها و حافظه 2
  • :: مرا آیا دگر هرگز امید رستگاری نیست صدا نالنده پاسخ داد ... آری نیست
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 6
  • :: تقویم معماری مهر ماه
  • :: معماری برای ما امری غریبه و ناآشناست.
  • :: snarkitecture: why patterns stage design
  • :: شهرها و حافظه 1
  • :: پروژه های دانشجویی معماری - 5
  • :: تقویم معماری شهریور
  • :: تغییر هزینه سمینار نسرین سراجی به 65000 تومان برای همه با حمایت موسسه علم معمار

آرشیو دید هفتم

  • :: اردیبهشت ٩۱
  • :: اسفند ٩٠
  • :: بهمن ٩٠
  • :: دی ٩٠
  • :: آذر ٩٠
  • :: آبان ٩٠
  • :: مهر ٩٠
  • :: شهریور ٩٠
  • :: امرداد ٩٠
  • :: تیر ٩٠
  • :: خرداد ٩٠
  • :: اردیبهشت ٩٠
  • :: فروردین ٩٠
  • :: اسفند ۸٩
  • :: بهمن ۸٩
  • :: آذر ۸٩
  • :: مهر ۸٩
  • :: شهریور ۸٩
  • :: امرداد ۸٩
  • :: تیر ۸٩
  • :: اردیبهشت ۸٩
  • :: فروردین ۸٩
  • :: اسفند ۸۸
  • :: بهمن ۸۸
  • :: دی ۸۸
  • :: آذر ۸۸
  • :: آبان ۸۸
  • :: خرداد ۸۸
  • :: اردیبهشت ۸۸
  • :: فروردین ۸۸
  • :: اسفند ۸٧
  • :: آذر ۸٧
  • :: آبان ۸٧
  • :: امرداد ۸٧
  • :: بهمن ۸٦
  • :: دی ۸٦
  • :: آذر ۸٦
  • :: آبان ۸٦
  • :: مهر ۸٦
  • :: شهریور ۸٦
  • :: امرداد ۸٦
  • :: تیر ۸٦
  • :: خرداد ۸٦
  • :: اردیبهشت ۸٦
  • :: فروردین ۸٦
  • :: اسفند ۸٥
  • :: بهمن ۸٥
  • :: دی ۸٥
  • :: آذر ۸٥
  • :: آبان ۸٥
  • :: مهر ۸٥
  • :: شهریور ۸٥
  • :: امرداد ۸٥
  • :: تیر ۸٥
  • :: خرداد ۸٥
  • :: اردیبهشت ۸٥
  • :: فروردین ۸٥
  • :: اسفند ۸٤
  • :: بهمن ۸٤
  • :: دی ۸٤
  • :: آذر ۸٤
  • :: آبان ۸٤
  • :: مهر ۸٤
  • :: شهریور ۸٤
  • :: امرداد ۸٤
  • :: تیر ۸٤
  • :: خرداد ۸٤
  • :: اردیبهشت ۸٤
  • :: فروردین ۸٤
  • :: اسفند ۸۳
  • :: بهمن ۸۳
  • :: دی ۸۳
  • :: آذر ۸۳
  • :: آبان ۸۳
  • :: مهر ۸۳
  • :: شهریور ۸۳
  • :: امرداد ۸۳

آرشیو موضوعی دید هفتم

  • :: آموزش معماری (٤)
  • :: پروژه‌های دانشجویی معماری (۳)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلخچی (٢)
  • :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس (۱)
  • :: درس طراحی معماری 3 (۱)
  • :: درس طراحی معماری 4 (٢)
  • :: سالنامه معماری (۳)
  • :: سینما و معماری (۱)
  • :: سینمای ایران (۱)
  • :: طراحی صحنه (۳)
  • :: نقد معماری (٢)
  • :: کتاب شهرهای ناپیدا (٢)

وبلاگ‌ها و سایت‌های معماری

  • :: زروان: پژوهشگاه هنر و معماری
  • :: فضای رویداد: جستارهایی در هنر و معماری
  • :: +زروان: اخبار، رویدادها و حاشیه‌های معماری

آمار بازدیدکنندگان


->
جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱


آموزش معماری با استفاده از سینما 1

آموزش معماری از طریق تحلیل بقیه هنرها مدلی بود که جان هجاک (John Hejduk) در مدرسه معماری کوپر یونیون نیویورک در دهه 1970 بنیان گذاشت. بعدها شاگردان او، دانیل لیبسکیند و دان هافمن این روش را پی گرفتند. اما تقریبا چهل سال پیش از مدرسه کوپر، زیگفرید گیدیون در مراسم افتتاح خانه­های پساک لوکوربوزیه و پیر ژانره در 1928 گفته بود:

عکس نمی­تواند همه جنبه­های معماری مدرن را کاملا در بر گیرد. این کار به حرکت چشمان نیاز دارد و فقط سینما می­تواند معماری مدرن را قابل درک کند.

farnsworth-house-photo-by-jon-miller-hedrich-blessing

 farnsworth house  |PHOTOGRAPHY: JON MILLER, HEDRICH BLESSING

آموزش معماری با استفاده از سینما موضوع دیگری است که چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این مساله از دو وجه قابل بررسی است؛ یکی نقش سینما در درک و مکاشفه بیشتر معماری است که توجه ما را معطوف به کارکردهای منحصربفرد دوربین می­کند و مساله دیگر نقش سینما در آموزش تاریخ معماری است. ما شانس دیدار نزدیک با بسیاری از بناهای مهم تاریخ معماری و حضور در آنها را نداریم. حتی دنیا دیده­ترین استادان درس تاریخ معماری هم نمی­توانند ادعا کنند همه بناهایی که درباره آن­ها حرف می­زنند را از نزدیک دیده و یا خود تجربه حضور در آنها را دارند. حتی اگر یک شیکاگویی باشید شانس دیدن خانه فارنزورث (Farnsworth) میس ون­دررو را نخواهید داشت چرا که خانه یک ملک خصوصی و متعلق به یک لرد انگلیسی است که به نظر نمی­رسد اعتنای چندانی به نامه­های درخواست بازدید دانشکده­های معماری بکند.  

farnsworth-house-photo-by-tigerhill-studio

farnsworth house  |PHOTOGRAPHY: TIGERHILL STUDIO

به مدد سینما دوره­های مختلفی از حیات یک بنا و لایه­های مختلف آن – تکنیک، تاریخ، روانشناسی ساکنان و مشخصات معماری – همه به روی هم نشسته و در قالب چیزی که می­توان بازنمایی سینمایی معماری خواند ارائه می­شود. تردیدی نیست که که این تصویر تنها نقطه دید ممکن به بنا نیست، می­دانیم که در سینما واپسینی وجود ندارد و فردا گروه دیگری می­توانند تصویری دیگر از این بنا ثبت کنند که کاملا با قبلی در تضاد باشد.

farnsworth-house-photo-by-tigerhill-studio

 farnsworth house  |PHOTOGRAPHY: TIGERHILL STUDIO

به عنوان مثال در مستندی که بی­بی­سی از خانه فارنزورث تهیه کرده، علاوه بر تصاویر عالی از تمام زوایای ممکن، حتی با مالک امروزی آن نیز مصاحبه شده و فیلم جویای تاثیری که این بنا بر روحیه ساکنان آن می­گذارد، می­شود.  

ــــــــــــــــــــ

منبع: معماری سلولوید؛ درآمدی بر جهان سینما و معماری، احسان خوشبخت، نشر حرفه هنرمند
منبع تصاویر: http://www.farnsworthhouse.org


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: سینما و معماری :: آموزش معماری


جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱


طراحی صحنه؛ کشف متن 2

شرح صحنه­ای که نویسنده در ابتدای هر پرده توصیف می­کند، کلیدی است برای برانگیختن قوه خیال. شما می­توانید فهرستی از اشیاء و لوازم صحنه، مکان رویداد و وضعیت زمانی داستان را در این شرح کوتاه پیدا کنید. ولی هیچ نویسنده­ای قادر نیست تمام جزئیات را شرح دهد و آنها که نخبه­تر هستند اصولا این کار را انجام نمی­دهند. متنی که برای اجرا نوشته شده نقاط خالی زیادی دارد که تنها در اجرا (Performance) باید پر شود. به این شرح صحنه از نمایش عروسی خون (Blood Wedding) توجه کنید:

اتاقی به رنگ گل بهی، با ظروف مسین و دسته­گل­های ساده بدون ظرافت. در وسط، یک میز رومیزی­دار گذاشته­اند. صبح است. زن در یک طرف اتاق مشغول بافتن چیزی است و در طرف دیگر مادرزن، بچه را به بغل گرفته تکانش می­دهد که بخوابد.

شما نمی­دانید ظروف مسین در کجا قرار دارند. آیا روی میز هستند یا جایی دیگر. از مشخصات گل­های ساده بدون ظرافت نیز حرفی به میان نیامده. راستی آنها چه رنگی هستند؟ سفید؟ قرمز؟ زرد؟ رومیزی دارای چه طرحی است؟ جنس و رنگ آن چگونه است؟ آیا گلدار است یا ساده؟ جنس آن از کتان و پارچه است یا کنف و حصیر؟ از کجا بفهمیم که صبح است. آیا پنجره­هایی در اتاق وجود دارند؟ این پنجره­ها کجا هستند؟ چرا نویسنده اشاره­ای به در و پنجره­ها نکرده است. آیا می­توان بدون ترسیم آنها نشان داد که این صحنه در صبح می­گذرد. با نور خورشید چگونه بازی کنیم و آن را از چه زاویه­ای به صحنه بتابانیم؟

blood-wedding-set-design-sketch-by-dunsi-dai

two-headed-set-design-by-dunsi-dai

via-dolorosa-set-design-by-dunsi-dai

تصویر

ــــــــــــــــــــ
منبع: طراحی صحنه، مهدی ارجمند، نشر قطره، 1382. منبع تصاویر: http://www.websteruniv.edu/~daidu/index.htm


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: طراحی صحنه


دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠


nowruz1391

تصویر


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات:


جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠


جدایی ما از جهان

اسکار اصغر فرهادی برای فیلم جدایی نادر از سیمین، واکنش‌های مختلفی را در رسانه‌های مختلف برانگیخته است؛ در میان این واکنش‌ها ناصر فکوهی در روزنامه شرق (سه شنبه 9 اسفند) مطلب قابل توجهی با عنوان جدایی ما از جهان در 3 بخش نوشته که بخش دوم آن را در ادامه می‌خوانید:

a-seprartion-poster

واکنش دوم: در سال‌های اخیر در سراسر جهان، نویسندگان، هنرمندان، اندیشمندان و فیلمسازانی از بسیاری دیگر از کشورها از جمله کشورهای عربی، هندوستان، چین، کشورهای آفریقایی و... در کشورهای مختلف جهان به موفقیت رسیده‌اند؛ امری که ما به دلیل جدا افتادن‌مان و عدم درک‌مان از جهان جدید کمتر به آن توجه داشته‌ایم و داریم اما یکی از اثرات جهانی شدن فرهنگ و وابستگی هرچه بیشتر فرهنگ‌ها به یکدیگر است. مثالی ساده آنکه، آکادمی اسکار سال‌های سال است که به فیلم‌های خارجی جایزه می‌دهد و در میان این فیلم‌ها با نام بسیاری از کشورهای جهان سومی روبه‌رو می‌شویم. بنابراین واکنش ما نسبت به این امر نباید نوعی ازخودباختگی و خودشیفتگی باشد؛ همان‌گونه که هوشمندی، دغدغه نسبت به فرهنگ و هنر در این کشور و سرنوشت آتی هزاران هزار هنرمند و نویسنده و فیلمسازی که لزوما شانس‌های فرهادی را نداشته‌اند اما ممکن است بسیاری از آنها از استعدادهایی همچون او برخوردار باشند و نگاه عمیق به مسایل جهانی و موقعیت خودمان در آنها در مقطع کنونی، باید ما را وادارد که درک کنیم در این جایزه و در بسیاری جوایز دیگر که نصیب ایرانیان شده است، باید چارچوب‌های سیاسی – بین‌المللی موقعیت ایران و بازی‌های گوناگون سیاسی و استفاده‌های ابزاری مختلفی که کنشگران قدرت از اشراف خود بر بازی‌ها می‌‌کنند را درنظر گرفت و بنابراین یک اندیشمند نباید به نوعی سطحی‌نگری برسد که دلایل «افتخارات» را یا صرفا حاصل «توطئه» دیگران علیه ما بپندارد یا برعکس صرفا در «شاهکار» بودن خود اثر آنها را بجوید، بلکه باید حواشی سیاسی و استفاده‌های بی‌شک با سوءنیت که به آنها انجامیده است را نیز در نظر داشته باشد. اگر موفقیت فرهنگ ایرانی با جایزه اسکار فرهادی به قیمت افزایش «خودشیفتگی»ها و «خودبزرگ‌بینی‌»ها و اسطوره‌ای اندیشیدن ما، به قیمت افزایش افکار خیالین برای هنرمندان جوان، ازجمله خود فرهادی، بینجامد که سال‌های سال نیاز به کار دارند تا به چهره‌هایی تاثیرگذار در جهان هنر و اندیشه تبدیل شوند.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: سینمای ایران


جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠


تقویم معماری اسفند ماه


1 اسفند

زادروز لوئی کان | 1901 | 1974 | آمریکا

 

3 اسفند

زادروز نادر خلیلی | 1936 | 2008 | ایران

 

8 اسفند

زادروز لوچو کوستا | 1902 | 1998 | برزیل

 

9 اسفند

زادروز فرانک گری | 1929 | کانادا

 

15 اسفند

زادروز میکل آنژ | 1475 | 1564 | ایتالیا

 

18 اسفند

زادروز لوئیس باراگان | 1902 | 1988 | مکزیک

 

27 اسفند

زادروز سید هادی میرمیران | 1323 | 1385 | ایران

ـــــــــ

برگرفته از سالنامه معماری ایران


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: سالنامه معماری


جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠


پروژه‌های دانشجویی معماری - 10 

 Project of Architecture's Student -10

- طراحی معماری 3

- دانشجو: مهدی پورعلی

- گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس

- مقطع کارشناسی رشته مهندسی معماری

- نیمسال تابستان سال تحصیلی 90-1389 

طراحی یک کتابخانه

student-projects-mehdi-pourali

student-projects-mehdi-pourali

student-projects-mehdi-pourali

student-projects-mehdi-pourali

student-projects-mehdi-pourali

تصویر


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: آموزش معماری :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس :: پروژه‌های دانشجویی معماری :: درس طراحی معماری 3


جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠


شهرها و حافظه 3

با آنکه کوشش من بیهوده است اما ای قوبلای عظیم‌الشان، سعی می‌کنم تا زئیره، شهر برج و باروهای سر به فلک کشیده را برایت توصیف کنم. می‌توانم بگویم هر کوچه پله‌دارش چند پله دارد، قوس طاق‌های رواق‌هایش به چه سبکی است، پشت‌بام‌های ساختمان‌هایش با چه ورقه‌هایی از روی پوشیده شده است اما از قبل می‌دانم که با گفتن این همه، چیزی نگفته‌ام. زیرا آنچه به این شهر هستی می‌بخشد، هیچ‌یک از اینها نیست بلکه همانا رابطه‌ای است که میان اندازه فضاها و حوادث گذشته آن وجود دارد: فاصله بالای تیر چراغ تا زمین و پاهای آویزان اشغالگری که به دار کشیده شده است؛ بلندی طنابی که از تیر چراغ به نرده خانه جلویی وصل است؛ تعداد رشته‌های گلی که مسیر مشایعت عروسی ملکه را تزیین می‌کند؛ بلندی آن نرده و پرش مرد بوالهوسی که نزدیک سحر از روی آن می‌پرد؛ شیب ناودان و گربه‌ای که داخل آن می‌شود تا از همان پنجره وارد شود؛ خط شلیک توپ ناوی جنگی که ناگاه از پشت دماغه سر در آورده است و گلوله توپی که ناودان را درهم می‌کوبد؛ تورهای ماهیگیری که پاره شده و سه پیرمردی که کنار بازوی لنگرگاه نشسته و به دوختن و مرتب کردن سوراخ‌های تورها مشغول‌اند و برای صدمین بار داستان ناو جنگی مرد اشغالگر را برای هم تعریف می‌کنند که به گفته بعضی‌ها فرزند نامشروع ملکه بود و در نوزادی کنار اسکله رها شده بود.

از موج برگشت خاطرات، شهر همانند اسفنج باد می‌کند و به خود شکل می‌دهد. توصیفی از زئیره آن‌گونه که امروز جلوه می‌کند، باید نمام گذشته شهر را نیز در بر داشته باشد. اما شهر از گذشته خود حرف نمی‌زند، آن را همانند خطوط کف دست در اختیار دارد، حک شده در گوشه و کنار کوچه‌ها، در نرده پنجره‌ها، در شیب پله‌ها، در آنتن‌های برق‌گیر، در دسته بیرق‌ها و در هر قطعه‌ای که به نوبه خود از مهر، دندانه، شکاف و هر نوع نشانه اثری داشته باشد.

  CITIES & MEMORY 3

In vain, great-hearted Kublai, shall I attempt to describe Zaira, city of high bastions. I could tell you how many steps make up the streets rising like stairways, and the degree of the arcades' curves, and what kind of zinc scales cover the roofs; but I already know this would be the same as telling you nothing. The city does not consist of this, but of relationships between the measurements of its space and the events of its past: the height of a lamppost and the distance from the ground of a hanged usurper's swaying feet; the line strung from the lamppost to the railing opposite and the festoons that decorate the course of the queen's nuptial procession; the height of that railing and the leap of the adulterer who climbed over it at dawn; the tilt of a guttering and a cat's progress along it as he slips into the same window; the firing range of a gunboat which has suddenly appeared beyond the cape and the bomb that destroys the guttering; the rips in the fish net and the three old men seated on the dock mending nets and telling each other for the hundredth time the story of the gunboat of the usurper, who some say was the queen's illegitimate son, abandoned in his swaddling clothes there on the dock.

As this wave from memories flows in, the city soaks up like a sponge and expands. A description of Zaira as it is today should contain all Zaira's past. The city, however, does not tell its past, but contains it like the lines of a hand, written in the corners of the streets, the gratings of the windows, the banisters of the steps, the antennae of the lightning rods, the poles of the flags, every segment marked in turn with scratches, indentations, scrolls.

ـــــــــــــــــ

برگرفته از شهرهای ناپیدا، نوشته ایتالو کالوینو، ترجمه بهمن رئیسی، انتشارات کتاب خورشید


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: کتاب شهرهای ناپیدا


جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠


معماری؛ آفرینش ناب ذهن

سنگ و چوب و بتن را به کار می‌برید و با این مواد خانه و مکانی می‌سازید. این ساخت است. ابتکار در عمل است.

اما ناگهان قلب من را به لرزه در می‌آورید، حال من را خوب می‌کنید، من شاد می‌شوم و می‌گویم: این خانه زیباست، معماری این است. هنر وارد آن شده است.

خانه من، قابل استفاده است. متشکرم. همان‌گونه که چه بسا از مهندسان خطوط راه‌آهن متشکرم، یا خدمات تلفن. شما قلب مرا به لرزه در نیاورده‌اید.

درباره آن سنگ‌هایی که برپا کرده‌اید به من بگویید. شما من را در آنجا میخکوب کردید و چشمان من به آن دوخته شد. آن سنگ‌ها به چیزی می‌نگرند و طرز تفکری را بیان می‌کنند. طرز تفکری که خود را بدون استفاده از کلام یا صدا نشان می‌دهد. آنها مخلوق ریاضی ذهن

شما هستند. آنها زبان معماری‌اند. شما با استفاده از مواد خام و آغاز کردن از شرایط کم و بیش سودجویانه، روابطی خاص برقرار کرده‌اید که احساسات من را برمی‌انگیزند. این معماری است.

تفاوت چهره زیبا، در کیفیت و ویژگی‌ها، و در ارزش کاملا ویژه و مشخص بین آنها نهفته است. نوع کلی چهره از خصوصیت مشابه هر فرد است: بینی، دهان، پیشانی و جز آن. از همین دست‌اند تناسب کلی مشابه بین این عناصر. میلیون‌ها چهره با چنین خطوط ذاتی ساخته‌ شده‌اند؛ ولی با این همه تمام‌شان از یکدیگر متفاوت‌اند: گونه‌گونی در چگونگی این ویژگی‌ها و در رابطه‌ای که آنها را یکپارچه جلوه می‌دهد وجود دارد. زمانی ما می‌گوییم که چهره‌ای زیباست که دقت پیکربندی و آرایش ویژگی‌ها تناسباتی را نشان می‌دهد که ما احساس می‌کنیم بین آنها هماهنگی وجود دارد. زیرا آنها عمق درون ما و ورای حواس را که می‌توانند به ارتعاش درآیند برمی‌انگیزانند. این نوعی تاثیر وصف‌ناپذیر مطلق است که در اعماق وجودمان نهفته است.

 ــــــ

منبع: به سوی معماری جدید، لوکوربوزیه، ترجمه مجمدرضا جودت،انتشارات آرمانشهر.


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: نقد معماری


جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠


تقویم معماری بهمن ماه

 

2 بهمن

زادروز برونو زوی | 1918 | 2000 | ایتالیا

 

3 بهمن

زادروز گاتفرید بوهم | 1920 | آلمان

 

5 بهمن

زادروز برنارد چومی | 1944 | سوئیس

 

14 بهمن

زادروز آلوار آلتو | 1898 | 1976 | فنلاند

 

19 بهمن

زادروز جان راسکین | 1819 | 1900 | آمریکا

 

23 بهمن

زادروز هندریک پتروس برلاگ | 1856 | 1934 | هلند

زادروز آگوست پره | 1874 | 1954 | فرانسه

 

25 بهمن

زادروز لئون باتیستا آلبرتی | 1404 | 1472 | ایتالیا

ـــــــــ

برگرفته از سالنامه معماری ایران


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: سالنامه معماری


جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠


پروژه‌های دانشجویی معماری - 9 

 Project of Architecture's Student -9

- طراحی معماری 4

- دانشجو: مهدی زه سازیان

- گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلخچی

- مقطع کارشناسی رشته مهندسی تکنولوژی معماری

- نیمسال تابستان سال تحصیلی 90-1389 

طراحی یک هتل

student-projects-mehdi-zehsazian

student-projects-mehdi-zehsazian

تصویر


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: درس طراحی معماری 4 :: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلخچی :: آموزش معماری :: پروژه‌های دانشجویی معماری


جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠


طراحی صحنه؛ کشف متن 1

War & Peace Opera
Set Designer:George Tsypin

در یک نمایش، معمولا پرده‌ها و صحنه‌های مختلفی وجود دارند که حالت‌های عاطفی متنوعی را خلق می‌کنند. مثلا ممکن است در نمایشی حماسی، پرده‌ای عاشقانه وجود داشته باشد یا در اثری رمانتیک رویدادی تراژیک، هنر طراح زمانی است که عامل تغییر را در کار خود مدنظر قرار دهد. یک طرح منجمد و ایستا برای یک صحنه یکنواخت (Monotone) و کسالت‌بار مناسب است ولی احتیاجات یک نمایش چند پرده‌ای با کش و قوس زیاد را پاسخ نمی‌دهد. طراحان کارکشته معمولا یک موتیف غالب را از متن می‌گیرند و آن را به شکل یک ایده بصری در صحنه اجرا می‌کنند. بعد براساس تغییرات صحنه و تنوع پرده‌ها در همان موتیف اصلی تغییراتی ایجاد می‌کنند. برای مثال، جرج تسپین (George Tsypin) معمار و طراح صحنه دانش‌آموخته دانشگاه مسکو، در اجرایی از اپرای جنگ و صلح (جنگ و صلح ساخته سرگئی پروکفیف بر اساس رمان تولستوی است که در سال 2000 به کارگردانی آندره کونچالوفسکی در نیویورک به روی صحنه رفت.) یک ایده را از متن تولستوی گرفت و آن را عینا در طراحی صحنه‌اش به کار برد. این ایده استفاده از کلمه صلح در زبان روسی بود که به معنای زمین نیز است. او صحنه را به شکل یک برآمدگی کروی طراحی کرد که کره زمین را در ذهن تداعی می‌کرد و در مقابلش فضای زیادی را به آسمان اختصاص داد که به آرمان‌های جاه‌طلبانه انسان‌ها اشاره داشت. در پرده‌های مختلف این نمایش تنها تغییراتی در رنگ و نور صحنه به وجود می‌آمد و ساختار اصلی طرح که همان کروی بودن صحنه بود، تغییری نمی‌کرد.

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

war-peace-by-george-tsypin

تصویر

ــــــــــــــــــــ
منبع: طراحی صحنه، مهدی ارجمند، نشر قطره، 1382.
منبع تصاویر: http://georgetsypin.com/


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: طراحی صحنه


جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠


شهرها و آرزو 1

در مورد شهر دوروتئا (Dorotea) به دو گونه می‌توان سخن گفت: یکی اینکه بگوییم شهری است با چهار برج آلومینیومی در کنار هفت دروازه، با پلی متحرک در مقابل هر دروازه بر روی خندقی که آب آن به چهار نهر سبزفام می‌ریزد، از سراسر شهر می‌گذرد و آن را به نه محله تقسیم می‌کند. هر محله سیصد خانه و هفتصد دودکش دارد و از آنجا که دختران دم‌بخت یک محله با جوانان محله دیگر ازدواج می‌کنند، اقوام آنها محصولاتی را که فقط خود در اختیار دارند، با یکدیگر معاوضه می‌‌کنند مانند نارنج‌ها، ماهی‌های خاویار، اسطرلاب‌ها، لعل‌ها و یاقوت‌های بنفش و ارغوانی؛ و بر اساس این داده‌ها می‌توان محاسبات لازم را انجام داد تا تمام آنچه در گذشته، حال و آینده از شهر انتشار می‌رود را تخمین زد.

دوم اینکه به قول شتربانی که مرا آنجا برد می‌توان گفت: در عنفوان جوانی، یک روز صبح زود به آنجا رسیدم. جمعیت زیادی را دیدم که شتابان از کوچه‌ها به سوی بازار می‌رفتند؛ زنان، دندان‌های سفید و زیبا داشتند و مستقیم در چشم نگاه می‌کردند. سه سرباز، روی سکویی قره‌نی می‌نواختند و در اطراف، چرخ‌ها می‌چرخیدند و پارچه‌های اعلان‌های رنگی در باد موج می‌زدند. پیش از آن، جز کویر و جاده‌های کاروان‌رو چیز دیگری ندیده بودم. آن روز صبح، در دوروتئا فهمیدم که چیزی از زندگی نیست که در انتظارم نباشد. از آن به بعد و با گذشت سالیان دراز، بارها چشمانم به پهنه‌های کویر و گستره جاده‌های کاروان‌رو برگشت اما اکنون می‌دانم که از راه‌های بی‌شماری که آن روز صبح در دوروتئا در مقابلم قرار گرفتند، این فقط یکی از آنها بود.

 Cities and desire 1

There are two ways of describing the city of Dorothea: you can say that four aluminium towers rise from its walls flanking seven gates with spring-operated drawbridges that span the moat whose water feeds four green canals which cross the city, dividing it into nine quarters, each with three hundred houses and seven hundred chimneys. And bearing in mind that the nubile girls of each quarter marry youths of other quarters and their parents exchange the goods that each family holds in monopoly--bergamot, sturgeon roe, astrolabes, amethysts--you can then work from these facts until you learn everything you wish about the city in the past, present, and future. Or else you can say, like the camel-driver who took me there: 'I arrived here in my first youth, one morning, many people were hurrying along the streets towards the market, the women had fine teeth and looked you straight in the eye, three soldiers on a platform played the trumpet, and all around wheels turned and coloured banners fluttered in the wind. Before then I had known only the desert and the caravan routes. In the years that followed, my eyes returned to contemplate the desert expanses and the caravan routes; but now I know this path is only one of the many that opened before me on that morning in Dorothea.'

 ـــــــــــــــــ

برگرفته از شهرهای ناپیدا، نوشته ایتالو کالوینو، ترجمه بهمن رئیسی، انتشارات کتاب خورشید 


دیدگاه‌های خوانندگان ()
لینک
جعفر بزاز

موضوعات: کتاب شهرهای ناپیدا


یادداشت‌های پیشین »